بانوی اردیبهشت

حرفهای دل



درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

ساکت و ساده و سبک بود؛قاصدکی که داشت می رفت.فرشته ای به او رسید و چیزی گفت. قاصدک بی تاب شد و هزار بار چرخید و چرخید و چرخید.قاصدک رو به فرشته گفت:اما شانه های من ظریف است.زیر بار این خبر می شکند.من نازکتر از آنم که پیامی این چنین بزرگ را با خود ببرم.  

فرشته گفت:درست است آنچه تو باید بر دوش بکشی ناممکن است و سنگین؛حتی برای کوه. اما تو می توانی زیرا قرار است بی قرار باشی.  

فرشته گفت:فراموش نکن.نام تو قاصدک است و هر قاصدکی یک پیامبر.  

آن وقت فرشته خبر را به قاصدک داد و رفت و قاصدک ماند و خبری دشوار که بوی ازل و ابد می داد. 

حالا هزاران سال است که قاصدک می رود می چرخد و می رود؛می رقصد و می رود و همه می دانند که او با خود خبری دارد.  

دیروز قاصدکی به حوالی پنجره ات آمده بود.خبری آورده بود و تو یادت رفته بود که هر قاصدکی یک پیامبر است.پنجره بسته بود تو نشنیدی و او رد شد.  

اما اگر باز هم قاصدکی را دیدی دیگر نگذار که بی خبر بگذارد و برود.از او بپرس چه بود آن خبری که روزی فرشته ای به او گفت و او این همه بی قرار شد.  

                                                                             عرفان نظر آهاری

نوشته شده در 31 تیر 1390ساعت 12:45 توسط تسنیم| 21 نظر|

Design By : Night Melody